قهرمان ميرزا عين السلطنه

521

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

جمعه پنجم شهر رمضان - امروز صبح ده دقيقه برف آمد . هوا به شدت سرد شده است . باد متصل مىآيد ، از همدان و نهاوند سخت‌تر . شكوفه‌ها باز شده . هركس كرسى را برداشته بود مجددا گذاشت . روزه خيلى سخت اذيت مىكند . اين ديد و بازديد عيد بدتر صدمه مىزند . اجارهء دكان موقت دوشنبه هشتم رمضان - عصر خانهء حضرت و الا رفتم . بازار و مسجدها تماشا دارد ، خصوصا مسجد سپهسالار كه خيلى تماشا دارد . تمام دور مسجد را كسبه اسباب آورده و گذاشته‌اند . از هر قبيل متاع آورده‌اند . تقريبا پانصد تومان اين يك ماهه اجارهء اين دكانهاست كه امين همايون دريافت مىكند . يك سمت زن و سمت ديگر حق مردها است . داخل هم نمىشوند . اما در خيابان جلوى مسجد داخل هم [ اند ] و تمام فسادها و خلافها ، پخت و پزها آنجا واقع مىشود . نصف زنهاى اين شهر اغلب آنجا مىباشند . شب آقاى عماد - السلطنه آنجا بود . بعد از افطار درب خانه حضور مبارك آقا رفتيم ، از آنجا منزل . گم شدن عماد السلطنه پنجشنبه يازدهم رمضان - افطار خانهء اميرزاده محمد حسن ميرزا دعوت داشتيم . هرچه معطل شديم آقاى عماد السلطنه تشريف نياوردند . يك ساعت هم خانهء شاهزاده والى رفتم ، از آنجا منزل آمدم . قدرى گذشته از خانهء خانم آدم آمد احضار كرده بودند . آنجا رفتم معلوم شد سه روز است عماد السلطنه گم شده‌اند . محض استفسار حال ايشان احضار كرده بودند . هيچ مطلع نبودم . كاغذى به جناب و رقعه‌اى به خانم شاهزاده نوشته جوياى عماد السلطنه شديم . نزديك سحر رقعهء خانم شاهزاده آمد كه شب سه‌شنبه از همان خانهء خانم رفته‌اند و ديگر منزل نيامده‌اند . حالا كه پرسيده‌ام چهار اسب و سه نفر نوكر و قدرى لوازمات برداشته و رفته‌اند . هيچ كدام از نوكرها اطلاع ندارند كجا رفته‌اند . از نوكرها ميرزا باقر زنجانى و محمود ملايرى و يكى از اقوام ميرزا باقر رفته است . تا صبح قسمى گذشت . بعد خانم شاهزاده آمدند كه يك ساعت قبل پاكتى كه جناب به اسم ملاير آورده بود باز كردم ده پانزده كاغذ است كه عماد السلطنه نوشته . اين كاغذها را دو سه روز قبل به جناب داده كه روز سه‌شنبه به خانهء ما اگر من بودم يا نبودم بده اندرون و بگو از ملاير آمده . من تدبيرى براى مواجبهاى مردم كرده‌ام . قبض جوف اين پاكت گذاشته‌ام . بعد باز مىكنم و مىگويم ظاهر و باطن اين پول را من دارم ، شماها كه خودى هستيد و از من از بابت مواجب طلب‌كار هستيد قسمت كنيد و آسوده شويد . جناب هم باور كرده همان روز سه‌شنبه آورده است . امروز خانم شاهزاده باز كرده مطلب غير از اين بود . هيچ مرقوم نداشته بودند كه كجا رفتم . همين‌قدر نوشته بودند يك ماه و نيم ديگر خبر من به شما مىرسد و از ولايت ايران هم جائى ديگر نمىروم تا به عرض من رسيدگى كنند . و الا اگر نرسند مىروم جاهاى دور مثل چين و هند . خيلى مطالب نوشته بودند . من هم كاغذ مفصلى نوشته